چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

از دکتر میام ...

یه مدتی بود شنیده بودیم که دکتری شهرستان نزدیک ما هست که از طریق طب سنتی ( تحریک عصب و حجامت ) خیلی از بیماری ها رو درمان می کنه . از نظر هزینه هم اصن زیاد نیست ، 7000ت برای ویزیت و 12000ت برای حجامت می گیره ! خیلیا ازت تعریف کردن و حتی زن دائیم و دائیم هم دو سری رفته بودن اونجا ، حتی همین ماه قبل هم مامانم برای زانوشون رفتن پیشش ، وقتی اومدن خیلی تعریف کردن و خدا رو شکر مشکلشون تا الان بر طرف شده !

این ماه برای من هم وقت گرفتن ، یعنی امروز که هگی بلند شدیم و ساعت 05:30 رفتیم به سمت اون شهرستان و دکتر . راستش تا مقداری از راه رو من نشستم ، ولی به خاطر یه ذره مشکلاتی که پیش اومد مجبور شدم یواش برم . اول اینکه لاستیک سمت راست ماشینم کم باد بود ، متاسفانه اون وقت صبح هیشکی باز نبود که تنظیم باد کنیم و مجبور بودیم همونطوری بریم . ماشین هم بزنین نداشت و بدترین جای قضیه همینجاست ! رفتم پمپ بنزین بنزین زدم و بابا لطف کردن پول دادن که حساب کنم . راه که افتادم و نزدیک دو کیلومتری که دور شدم یهو داداشم پارسا گفت : "کارت بنزین رو بدین " ، من یادم اومد کارت بنزین رو جا گذاشتم توی پمپ . هیچی مجبور شدم بازم این فاصله رو برگردم تا کارت رو پس بگیرم . نمی دونم چه حکمتی توش بود ولی دیر رسیدیم به دکتر .

وقتی رسیدیم ، یه ذره به خاطر اینکه ویزیت بشیم پارتی بازی کردیم اما وقتی برای حجامت رفتیم دیگه نشد . راستش خیلی خجالت کشیدم ، همش ناراحت بودم که الان کلی پدر لعنتی و فحش پشتمون جمع کردیم ، اما وجداناً از راه خیلی دوری پاشده بودیم اومده بودیم .

جاتون خالی پشت همگیمون رو بادکشی کردن ، حتی مبینا . در مورد حجامت هم ، غیر از مبینا همگیمون حجامت شدیم . من به خاطر اینکه یه مقداری اضافه وزن دارم ( خپل نیستما ، برعکس خوشتیپم با تپلیم ) ، عصبای پشتم و شیکمم رو تحریک کرد و به من گفت زیره سیاه دَم کنم و مث چائی بخوردم و بدنم رو با روغن زیتون چرب کنم و ماساژ بدم . من زانوی پای راستم هم چند سال پیش ضربه خورده بود و مشکل پیدا کرده که هر چند وقتی درد می گیره و یهو قفل می کنه . در کل خیلی هم خوش نگذشت ولی بد هم نبود .

پاورقی : خیلی خوب بود. دعا کنین فایده داشته باشه ...

نظرات 1 + ارسال نظر
حسین 27 - مهر‌ماه - 1392 ساعت 19:46

حجامت؟؟
من از اسمش میترسم چه برسه به انجامش
خدا سلامتی بده ایشالله

فدای تو بشم ؛ نه بابا ترس نداره خیلی هم خوبه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد