چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

ناهار امروز..

اومدم از امروزم براتون بگم و الان که دارم مینویسم دانشگاهم و نیم ساعت پیش ناهارمو خوردم..

اول هفته های من خیلی سنگینه طوری که از 10 صبح تا 8 شب من فشرده کلاس دارم و برنامم اینطوره که 8 صبح بیدارمیشم و ساعت 9 ازخونه میرم بیرون تا با اتوبوس برم دانشگاه و حدود 9:50 میرسم دانشگاه (معمولا همیشه همینطوره و زیاد معطل میشم) . با این وضعیت کلاسام مجبورم شنبه ها غذا رزرو کنم و توی سلف دانشگاه غذامو بخورم.امروز هم جاتون خالی ناهار قیمه با برنج بود؛ اونم چه قیمه و برنجی!!!!!!

خدمتتون عرض کنم که روی خورشت که یک وجب روغن بود و برنج هم که کاملا نرم شده بود و صورت جالبی نداشت.وقتی وارد سلف شدم که دوستام که ساعت قبلش باهم سرکلاس بودیم بهم گفتن چی باعث شده بیای سلف؟ چرا نرفتی خونه غذای خونه رو بخوری؟حیف غذای خونه نیست که بی خیالش شدی آمدی سلف؟؟؟؟؟؟؟؟

خب منم دلیلمو گفتم دیگه.. من وقت رفتن به خونه رو ندارم و مجبورم از صبح تا خود ساعت 8 دانشگاه بمونم و ناچارا غذای سلف رو هم بخورم..

راستش من که نتونستم غذارو بخورم فقط چندتا قاشق خوردم که ضعف نکنم و شب برم خونه

اینم از وضعیت شنبه های من:(


سوال: راستی شما که این پست منو داری میخونی اگر الان دانشجویی یا قبلا بودی تا حالا غذای سلف دانشگاهتو خوردی؟چطوربوده؟راضی بودی؟

نظرات 1 + ارسال نظر
حسین 7 - مهر‌ماه - 1392 ساعت 07:04

سلام نیوشا خاااااااااااااااااااانم
ناهار در هر صورت نوش جونتون و برنامه کلاسی من هم برا این ترم نسبتا فشرده هستش اما خودم شخصا زیاد دنبال غذای سلف نیستم و بیشتر فست فود میگیرم
ترم خوبی داشته باشید و به اقا رامین خیلی سلام برسانید

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد