چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

خیلی بده ...

دیشب عروسی بود جاتون خالی یه عروسی بی سر و صدائی بود که نگو ! ماهم که ماشین داشتیم ، با نیوشا زدیم تو دل عروس کشون ، یعنی غوغائی بودا ! مسیر اول رو تا خونه داماد طی کردیم و رفتیم برای مسیر دوم به منزل پدر داماد !

چشمتون روز بد نبینه ، سر چهار راه خیابون خونه دائیم ( پدر داماد ) با اجازتون کوبیدم به یه Toyota Corolla چون بیشعور یه دفعه زد روی ترمز منم توی چرخش به سمت چپ بودم و مراقب بودم از بغلا نخورم !هیچی نشده بود ، منم گفتم چیزی نشده ؛ رفتیم به سمت خونه پدر داماد !

وقتی نیوشا و خواهر خانومام رو پیاده کردم ، دو تا به اومدن گفتن ، آقای چی چیزی نشده ماشین رو داغون کردی ! منم اومدم پائین درارو قفل کردم که برم پیش ماشین بنده خدا که نکنه نصف ماشینش رفته دیدم یه پسر جوونه اومده که آقا شما چند بار پیچیدی جلوی من ، اگه ترمز نمی گرفتم زده بودیم بهم ! گفتم خب آقا ، توی عروس کشون ، 100 نفر از جمله داداش دامادم پیچید جلوی من ، باید بیام مث شما بگم که فلانی پیچید ؟! می گه شما که دست فرمونت خوب نیست کی می گه بیا بشین پشت فرمون ؟ ( راستش بهم برخورد ) گفتم عزیز من ربطی به دست فرمون من نداره ، گفتم هزار نفر پیچیدن جلوی من ، یه ذره هم ناراحت نشدم چون می دونم عروس کشونه ! ( بحث داشت کم کم بالا می گرفت که دائیم اومدن و مارو جدا کردن ) . هیچی یهو دیدم یه خانومه اومده می گه آقا چه وضع رانندگیه ، ماشین داغون شده و ... ( به خدا دیگه فک کردم نصف ماشین یارو جمع شده ) گفتم خانوم مگه چیه ، جونتون سلامت چیزی نشده که خرج باید بشه که خرجش می کنم ! ( کاملاً آروم و ریلکس و بقیه عین پاچه گیرا داشتن پاچه می گرفتن ) !

با اجازتون با دو تا اسکورت ( باجناق های محترم منظورمه ) رفتیم سمت ماشین ! وقتی رسیدم جا ماشین ، مرده ( راننده ) داره سر و صدا می کنه من 200ت خرج اون سپر کردم ، 300ت خرج آینه بغل کردم و ...

برگشتم دیدم ، سپر اون مرتیکه ... .... یه ذره خراش برداشته و یکی از پیچای چراغای عقبش شل شده ! ( فک کنین اوج گفته های بچه هاش و زنش و خودش و اون چیززی که واقعاً من دیدم )

من گفتم آقا من زدم ، قبول دارم وظیفه منه که خرجشو بدم و فردا هر کجا که می گین چشم ! هیچی به همین منوال گذشت و بحث داشتیم تا اینکه یه فایبر گلاسی که از اقوام دور بود اومد و گفت هیچی نشده ، راحت درست می شه نیاز به تعویض نیست ! در کل ، صحبت این شد اگر نیازی به تعویض نیست پس خود بنده خدا کارو راه بندازه و بحث بخوابه و بحث خوابید چون نیازی به تعویض نیست !

داشتیبم بر می گشتیم توی عروسی که مرده ازم عذر خواهی کرد که سر و صدا می کرد ! من توی مسیر زنه رو هم دیدم ، برگشت گفت آقا من معذرت می خوام که تند حرف زدم و کمی صدام بالا رفت یا چیزی گفتم شما ببخشید ! منم گفتم فدای سر شما و من که سالمیم حرفی توش نیست و حل شده و تمام ... ( یعنی مدیریت در تصادف اینه )

نتیجه اخلاقی :

1. وقتی تصادف می کنین ، عصبانی نشین ! عصبانیت باعث می شه همیشه تصمیم اشتباه بگیرین و اوضاع بدتر از بدتر بشه !

2. الکی راه مردم رو نبندین ؛ وقتی تصادف فقط خسارتیه و کسی زبونم لال اتفاقی براش نیوفتاده ، لطف کنین راهو باز کنین !

3. همیشه طوری رفتار کنین که بقیه شرمنده اخلاقتون بشن ؛ این یعنی تحقیر طرف مقابل از نوع برخورد اشتباهش !

4. در صورتی که این ماه پول توی جیبتون نیست و باید صبر کنین تا ماه بعد واسه حقیق ، و حقوق برج بعدتونم یه جورائی مالیده ، سعی کنین افسر بیاد و کروکی بکشه تا از بیمه استفاده کنین ...

من چون خودم توی یه خانواده نظامی مخصوصاً راهنمائی رانندگی بزرگ شدم اینا رو می دم !

پاورقی : فقط از دیشب اعصابم یه ذره خورده که چرا به خاطر خریت یکی دیگه من زدم ماشینمو خراب کردم و اینکه دیگه هیچوقت توی عروس کشون از 70 تا بیشتر نمی رم ! حتی عروسی خودم ...

نظرات 2 + ارسال نظر
parsmovies 9 - شهریور‌ماه - 1392 ساعت 12:11 http://www.parsmovies.vcp.ir

سلام وبلاگ زیبایی داری از مطابش خوشم اومد به وب منم سری بزن دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم بازم بهت سر میزنم اگه خوشت اومد و با تبادل لینک موافق بودی بهم خبر بده منتظرتم بیای
یا علی

درود بر شما دوست عزیز
وب ما ، یه وب شخصیه که وقایع زندگیمونو می نویسیم ، و با عرض پوزش نمی تونم شما رو توی پیوند ها قرار بدم ...
بدرود ...

mehrab kamali 9 - شهریور‌ماه - 1392 ساعت 12:09 http://mehrabkamali.blogsky.com

salam doostane khoobam
mobarak bashe
omidvaram paiande bashid

درود دوست من ؛ امیدوارم شما هم پاینده و سلامت و شاد باشی !
ممنونم که به وب ما سر زدی ...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد