ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
دیشب عروسی بود جاتون خالی یه عروسی بی سر و صدائی بود که نگو ! ماهم که ماشین داشتیم ، با نیوشا زدیم تو دل عروس کشون ، یعنی غوغائی بودا ! مسیر اول رو تا خونه داماد طی کردیم و رفتیم برای مسیر دوم به منزل پدر داماد !
چشمتون روز بد نبینه ، سر چهار راه خیابون خونه دائیم ( پدر داماد ) با اجازتون کوبیدم به یه Toyota Corolla چون بیشعور یه دفعه زد روی ترمز منم توی چرخش به سمت چپ بودم و مراقب بودم از بغلا نخورم !هیچی نشده بود ، منم گفتم چیزی نشده ؛ رفتیم به سمت خونه پدر داماد !
وقتی نیوشا و خواهر خانومام رو پیاده کردم ، دو تا به اومدن گفتن ، آقای چی چیزی نشده ماشین رو داغون کردی ! منم اومدم پائین درارو قفل کردم که برم پیش ماشین بنده خدا که نکنه نصف ماشینش رفته دیدم یه پسر جوونه اومده که آقا شما چند بار پیچیدی جلوی من ، اگه ترمز نمی گرفتم زده بودیم بهم ! گفتم خب آقا ، توی عروس کشون ، 100 نفر از جمله داداش دامادم پیچید جلوی من ، باید بیام مث شما بگم که فلانی پیچید ؟! می گه شما که دست فرمونت خوب نیست کی می گه بیا بشین پشت فرمون ؟ ( راستش بهم برخورد ) گفتم عزیز من ربطی به دست فرمون من نداره ، گفتم هزار نفر پیچیدن جلوی من ، یه ذره هم ناراحت نشدم چون می دونم عروس کشونه ! ( بحث داشت کم کم بالا می گرفت که دائیم اومدن و مارو جدا کردن ) . هیچی یهو دیدم یه خانومه اومده می گه آقا چه وضع رانندگیه ، ماشین داغون شده و ... ( به خدا دیگه فک کردم نصف ماشین یارو جمع شده ) گفتم خانوم مگه چیه ، جونتون سلامت چیزی نشده که خرج باید بشه که خرجش می کنم ! ( کاملاً آروم و ریلکس و بقیه عین پاچه گیرا داشتن پاچه می گرفتن ) !
با اجازتون با دو تا اسکورت ( باجناق های محترم منظورمه ) رفتیم سمت ماشین ! وقتی رسیدم جا ماشین ، مرده ( راننده ) داره سر و صدا می کنه من 200ت خرج اون سپر کردم ، 300ت خرج آینه بغل کردم و ...
برگشتم دیدم ، سپر اون مرتیکه ... .... یه ذره خراش برداشته و یکی از پیچای چراغای عقبش شل شده ! ( فک کنین اوج گفته های بچه هاش و زنش و خودش و اون چیززی که واقعاً من دیدم )
من گفتم آقا من زدم ، قبول دارم وظیفه منه که خرجشو بدم و فردا هر کجا که می گین چشم ! هیچی به همین منوال گذشت و بحث داشتیم تا اینکه یه فایبر گلاسی که از اقوام دور بود اومد و گفت هیچی نشده ، راحت درست می شه نیاز به تعویض نیست ! در کل ، صحبت این شد اگر نیازی به تعویض نیست پس خود بنده خدا کارو راه بندازه و بحث بخوابه و بحث خوابید چون نیازی به تعویض نیست !
داشتیبم بر می گشتیم توی عروسی که مرده ازم عذر خواهی کرد که سر و صدا می کرد ! من توی مسیر زنه رو هم دیدم ، برگشت گفت آقا من معذرت می خوام که تند حرف زدم و کمی صدام بالا رفت یا چیزی گفتم شما ببخشید ! منم گفتم فدای سر شما و من که سالمیم حرفی توش نیست و حل شده و تمام ... ( یعنی مدیریت در تصادف اینه )
نتیجه اخلاقی :
1. وقتی تصادف می کنین ، عصبانی نشین ! عصبانیت باعث می شه همیشه تصمیم اشتباه بگیرین و اوضاع بدتر از بدتر بشه !
2. الکی راه مردم رو نبندین ؛ وقتی تصادف فقط خسارتیه و کسی زبونم لال اتفاقی براش نیوفتاده ، لطف کنین راهو باز کنین !
3. همیشه طوری رفتار کنین که بقیه شرمنده اخلاقتون بشن ؛ این یعنی تحقیر طرف مقابل از نوع برخورد اشتباهش !
4. در صورتی که این ماه پول توی جیبتون نیست و باید صبر کنین تا ماه بعد واسه حقیق ، و حقوق برج بعدتونم یه جورائی مالیده ، سعی کنین افسر بیاد و کروکی بکشه تا از بیمه استفاده کنین ...
من چون خودم توی یه خانواده نظامی مخصوصاً راهنمائی رانندگی بزرگ شدم اینا رو می دم !
پاورقی : فقط از دیشب اعصابم یه ذره خورده که چرا به خاطر خریت یکی دیگه من زدم ماشینمو خراب کردم و اینکه دیگه هیچوقت توی عروس کشون از 70 تا بیشتر نمی رم ! حتی عروسی خودم ...
سلام وبلاگ زیبایی داری از مطابش خوشم اومد به وب منم سری بزن دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم بازم بهت سر میزنم اگه خوشت اومد و با تبادل لینک موافق بودی بهم خبر بده منتظرتم بیای
یا علی
درود بر شما دوست عزیز
وب ما ، یه وب شخصیه که وقایع زندگیمونو می نویسیم ، و با عرض پوزش نمی تونم شما رو توی پیوند ها قرار بدم ...
بدرود ...
salam doostane khoobam
mobarak bashe
omidvaram paiande bashid
درود دوست من ؛ امیدوارم شما هم پاینده و سلامت و شاد باشی !
ممنونم که به وب ما سر زدی ...