ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
لحظه ها در گذرند ؛ رفت ولی یادش در خاطر ماند !
گذشتن ، از هر یادی بی خطر نیست ؛ یا مجنون می کند و یا دیوانه ...
قدم به قدم ایستادن ، در راستای فراموش کردن ، اما اگر قرار بر فراموشیست چرا ایستادن ؟!
از قدیم گفته اند : « رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود ؛ رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود » !
ایست ؛ مقابل سخی روزگار ، اما سختی روزگار مگر تمامی دارد ؟!
اندیشه و ذهنیت های بسیار ... سر منشأ آن چیست ؟ گذشته ؟!
درد ، بخشی از من است ؛ پس باید آن که بخشی از من است را با خود تحمل کنم ... حتی اگر درد دارد ...
پاورقی : زیاد به این چیزائی که نوشتم توجه نکنید ! اینا تراوش های ذهن من بود که یکباره بر لبانم جاری شد ...