چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

امروز ...

چقدر خوشحالم ؛ شنیده بودم مدتی که بگذره ، کسائی که تازه با هم نامزد می کنن و یا عقد می کنن باهم اختلاف دیدگاه پیدا می کنن و مشکل اما وقتی می بینم ( گوش شیطون کَر و زبونش لال ) برای ما اینطوری نبوده !

تاره ، دوست نیوشا وقتی دیده ما دو تا چقدر با هم خوب و خوشیم ، اونم به خواستگارش بله داده و با هم نامزد کردن تا بتونه طعم خوش زندگی و عشق رو تجربه کنه ...

پاورقی : خوشبخت باشین ...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد