چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

خدایا شکرت...

دیروز من و سپهر رفتیم آزمایشات ازدواج رو انجام دادیم،اولش من کمی استرس داشتم آخه چون من و سپهر دخترخاله و پسرخاله ایم می ترسیدم که خدایی نکرده مشکل ژنتیکی داشته باشیم اما خداروشکر وقتی جواب آزمایش رو گرفتیم هردومون خیلی خوشحال شدیم چون هیچ مشکلی نداشتیم و جواب آزمایش عالی بود،همه چی خوب پیش رفت...

از صبح تا ظهر درگیر همین کارای آزمایش بودیم و هردومون خیلی خسته شدیم...

بعد از استراحت ساعتای 19 رفتیم محضر واسه ثبت ازدواجمون توی شناسنامه هامون...

ازدواجمون ثبت شد و سند ازدواج رو تحویل گرفتیم ...

الان از قبل خیلی شادتریم...

هر روزمون بهتر از دیروزه..واسه همینه که میگم : خدایا شکرت...

نظرات 1 + ارسال نظر
behzad 11 - فروردین‌ماه - 1392 ساعت 14:56 http://khofashe.blogsky.com

شیرینی ازدواج چی بهم میدی؟

سپهر : شما چی می خوای بهزاد جان ؟!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد