ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
افکار پیچیده ؛ چرا ؟ پیامده ی گذشته های کمی نزدیک ... که کم کم دور می شود !
با خود در اندیشه ام ؛ چرا اینگونه شد ؟! اشتباه کجا بود ؟! اندک بود ؟! بسیار بود ؟! ایراد کجاست ؟!
اشک که نیست ؛ بغض راه گلو را می بندد ! بدون چاره ، شکیبائی می کنی ... شکیبا شده ای ... خوب یاد گرفته ای ، شکیبائی را ... با بغض ، بدون گریه ، بدون تنفس راحت و آسوده ... آنچه فراگرفته ای فقط و فقط شکیبائیست ...
خستگی ، از همه چیز شده هر روز تو ... بدون چاره ای که بدانی باید چه کنی ...
پاورقی : بعضی وقت ها واقعاً خسته می شیم ها ...