چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

چـشـمـک

دفتر خاطرات روزانه رامین، نیوشا و آوا

بدون شرح ...

افکار پیچیده ؛ چرا ؟ پیامده ی گذشته های کمی نزدیک ... که کم کم دور می شود !

با خود در اندیشه ام ؛ چرا اینگونه شد ؟! اشتباه کجا بود ؟! اندک بود ؟! بسیار بود ؟! ایراد کجاست ؟!

اشک که نیست ؛ بغض راه گلو را می بندد ! بدون چاره ، شکیبائی می کنی ... شکیبا شده ای ... خوب یاد گرفته ای ، شکیبائی را ... با بغض ، بدون گریه ، بدون تنفس راحت و آسوده ... آنچه فراگرفته ای فقط و فقط شکیبائیست ...

خستگی ، از همه چیز شده هر روز تو ... بدون چاره ای که بدانی باید چه کنی ...

پاورقی : بعضی وقت ها واقعاً خسته می شیم ها ...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد