ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
یادم میاد همیشه یه جمله رو که خودم می گفتم ، با خودم تکرار می کردم !
می گفتم : « گذشته رفت ، آینده هنوز معلوم نیست ؛ حال مکان زندگیه ! در حال زندگی کن » !
اما خودم ، مدت ها در گذشته زندگی کردم ! شدم مانند آدمی که گذشته اش رو رها نکرد و سال ها فقط در گذشته اش زندگی کرد !
کمی به خودم اومدم ؛ فکر کردم و گفتگو کردم ! سپردم به اون کسی که باید کمک کنه و انتقام بگیره !
نه بخشیدم و نه نفرین کردم ؛ سپردم ...
زمان بسیاری گذشت تا توان این رو به دست آوردم که بگذرم ! گذشتن سخت بود ... اما شد ...
پاورقی : دیگه سعی می کنم نشم مث کسی که خرما می خوره و به کسی می گه خرما نخور ...