ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
با دوستم داشتم در مورد سال های قبل ، نزدیک به 7 سال پیش صحبت می کردم ! چگونه شد که با هم دوست شدیم و با هم کار کردیم . شگفت زده شده بود از اینکه من هنوز هم خوب اون روز ها و صحبت ها رو یادمه !
امشب با برادرم ، داشتم در مورد همون رویداد خوشی که صحبتش رو کرده بودم گفتگو می کردم . راستش کمی دلم رو در مورد اون لرزوند و کمی من رو به اندیشه فرو برد . خب می شه گفت داشت راستش رو می گفت و باید خیلی چیزا رو ببینم و تصمیم درستی در مورد این رویداد بگیرم که در آینده دچار دردسر نشم و پشیمون از پیشین نباشم ...
الان دارم یه فیلم می بینم ؛ یه برداشت توی این فیلم هست که من ، یه فیلم دارم مال سال 2012 که دقیقاً همین برداشت رو داره و ازش رونوشت برداری شده ! خیلی جالب بود واسم ، جلو جلو تعریفش می کردم ! هر دو فیلم هم مال HollyWood هست ...
من نمی دونم چرا هر زمان که شروع می کنم به نگارش سخن دلم ، انگار تمام اون سخن ها از ذهنم پاک می شه و چیزی برای گفتن نمی مونه . نمی دونم چرا اینگونه شده اندیشه ام ...
پاورقی : چشمام داره می ره روی هم ؛ چرا خوابم گرفته ؟!