ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
یادمه اون قدیم ندیما ه می رفتیم مدرسه ، معلم ادبیات فارسی می اومد و هر هفته ( برای هر جلسه ) یه موضوع انشاء می گفت و باید تا مدتی که جلسه ی بعدی شروع می شد . یادمه یه موضوعی داده بود معلمم که علم بهتر است یا ثروت ! و ما هم مث دیوونه ها می گفتیم علم و این چیزا ...
یه موضوع انشاء به ذهنم رسیده که دوست دارم واسش یه انشاء خوب بنویسم ...
موضوع انشاء : عشق بهتر است یا ثروت ؟!
« به نام پروردگار بی همتا »
موضوع انشاء این جلسه اینست ؛ « عشق بهتر است یا ثروت » !
اما میان عشق و ثروت چه فاصله ایست ؟ اصلاً عشق و ثروت با هم فرق دارن یا مکمل همدیگه هستن ؟! یا اینکه هر کدوم عنصری جداگانه برای تمام کردن چیز دیگه ای ؟! ولش کنین من اون چیزی رو که توی زندگیم یاد گرفتم می نویسم ...
همیشه فکر می کردم اگر عشق داشته باشم دارنده ثروت ، خوشبختی ، شادی و همه چیز هستم ! اما پیشینه ی من پیامدی رو داشت که اندیشه من رو در مورد خیلی چیز ها تغییر دست خوش تغییر قرار داد !
من فهمیدم ، عشق در زندگی هیچ جایگاهی ، جز شکست و جز اینکه اندوهی رو سالیان سال در قلبت نگه داره چیزی نداره ! اندوهی که ممکنه حتی در آینده پیامدش فقط و فقط نگرانی باشه ! اینکه زندگیت رو به سمتی راهنمائی کنه که شاید اصلاً آینده ای نباشه و فقط تیرگی داشته باشه !
من فهمیدم ثروت سخن اول رو در تمام مراحل و موقعیت ها و رابطه ها می زنه ! اون چیزی که می پوشی ، سوار می شی ، دستت می کنی ، باهاش خودتو خوش بو می کنی ، به چشمت می زنی ، شغل و پرستیژ کاری که داری ...
ثروت یعنی همه چیز ؛ مقام ، منزلت ، شخصیت و حتی خود « عشق » !
عشق زیر دست ثروته ! ثروت اون رو به راحتی می خره ؛ چقدر هستن دخترا و پسرائی که فقط دنبال این هستند که دوستشون مایه دار باشه ! بتونن ازش سوء استفاده کنن ! همه چیز رو بر اساس ثروت و ارزش مادی هدیه هائی می سنجن که می گیرن یا می دن ! خریدن عشق دخترا فقط و فقط با یه مقدار تراول توی جیب ...
چقدر دیدم پسرائی رو که از جیب پدر مبارکشون پول و سوئیچ ماشین رو برداشتن ، راه افتادن تو خیابونا ! یه دختر زیبا چهره رو که توی خیابون دیدن و جلوش ترمز کردن ، دختر فقط نگاه به ماشین کرد و سوار شد ! بعدشم کافی شاپ ، شماره رو داد و باهم دوست شدن !
دختره دنبال اینکه عجب بچه خر پولیه و به همه دوستاش می گه که BF منو ببینین چه بچه پولداریه و ببینین واسم ی خریده و عاشقش شدم و می خوام همینو واسه خودم نگه دارم ... ؛ پسره هم از اون سمت به دوستاش ، بچه ها ببینین چه تیکه ای سوار کردم و باهاش دوست شدم ، فقط منتظرم زمان بگذره و بتونم کارمو بکنم و ولش برم سراغ بعدی ...! عجب عشق هائی رو می خره این ثروت ؛ اندازه یه کشک و آب کثیف جوب ارزش نداره ! اما پیامد پیشینه ی منه !
ثروت اون چیزیه که این دنیا می خواد ؛ فرشته ترین و زیباترین و خوش چهره ترین دختر رو همانند موم توی دستات نرم می کنه ! باور نمی کنی ، یه ماشین خوب گیر بیار ، یه مقدار پول توی جیبت بذار ! یه شب برو تو خیابون و جلوی یه دختر بایست و سوارش کن ! اولین کافی شاپ شیک ترمز بزن ، باهم برین یه میز بگیرین ، یه سفارش توپ ... اگر باهاش دوست نشدی و یه مدت بعد توی بغلت نبود ... البته تو هم کم از اون دختر نداری ها ؛ تو هم یکی هستی همانند اون ! با همون سرشت و بنیاد ...
حیف اون بیچاره هائی که از گول ظاهر آدم های خوش چهره ، خوش صحبت و ... مانند شما رو می خورن ؛ اون پسری که از سر راستی بهتون پیشنهاد می ده و شما بعد مدت ها مثل یه تیکه دستمال کاغذی باهاش رفتار می کنین و فک می کنین خبریه ! یا اون دختری رو که بعد از سماجت پسرا خام دست شماها می شه ؛ وقتی سوء استفاده شما ازش شد مث یه تیکه لجن می ندازینش بیرون و دنبال یکی دیگه ( البته اگر توی مدتی که با اون بودی با 100 تای دیگه نبوده باشی که اونم بعیده ) ...
اما می دونین ... هنوزم دوست دارم خودم باشم ؛ دست خوش رخداد ها نباشم و خودم خودم باشم ! کسی که از اول اینطوری بدم و موندم و خواهم موند ! تفاوت من با خیلیا همینه که من خودم هستم و بقیه نه ! آدم خوبی نیستم ؛ تلاش می کنم آشکار و پنهان من یکی باشه !
توی این زمان ، نمی خواد خودتو با بقیه فرق بدی ؛ تو خوب باش ... این خودش یه دنیا فرقه ...
این بود انشاء من ؛ پس پیامد تمام رخداد ها این می شود که ، « ثروت همیشه از عشق بهتر است ؛ اگر عاشق هستی ، تنهائی بهتر از هر چیزی ... »
پاورقی : این ها همشون واقعیت داره ... این یادتون باشه خوب بخونین ...
سلام سپهرجان..
میدونی ریشه از کجاست؟؟ذات آدمی..ذاتشون که بد باشه همه اعمالشون بده..اگه کسی فقط به ظاهر اهمیت میده به باطن و شخصیت غریبه تا وقتی خودشو از بندش نخواد آزاد کنه توش گرفتاره..کسی که ظواهر واسش مهمتره...همش گرفتار روابط زودگذره و پیش خودش فک میکنه این یعنی عیش ونوش..خوشی با اقسام دختر یا پسر..هردوشون دارند تلف میشن خودشون نمیدونن..اینا به ظاهر خوشن..میخوان عقده های درونشونو مخفی کنند..اما خودشون میبینن عقده هاشونو..اما میخوان سرپوشی کنند..اونایی که مثل تو فکر میکنند هم کم نیستند..اونا به خاطر وجود اینجور آدما خودشونو نشون نمیدن که گرفتارشون شن..باید به دنبال کسی باشیم که به شخصیتمون ارزش بدن نه به خوشکلیو پولمون..چون زودگذرند..کسی که تورو واسه خودت بخواد تا ابد کنارته..
به این آدما اهمیت نده..بذار به حال خودشون باشن..
میگن اولین مرحله ی ترک بیشعوری سختترین مرحله است..یعنی قبول کردن بیشعور بودنشون..
خودتو با خوبی ها خوشیهات سرگرم کن که این فکرا به ذهنت نیاد..نذار بجای این فکرا آدماشون بعدا به سراغت بیان..
شاد باش و تو حال خودت زندگی کن..بقیه رو باداباد....